تعیین عوامل فردی اجتماعی مرتبط با میزان سازگاری زناشویی -مطالعه موردی خانواده های شهر مرند

نویسندگان

1 استادیار بازنشسته دانشگاه تبریز

2 استادیار دانشگاه تبریز

3 کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز

چکیده

سازگاری زناشویی از عوامل بسیار مهم در زندگی است. وجود آن باعث می شود زوجین آرامش را در زندگی ببینند و با رضایتآن ها، فرزندان نیز در خانواده به خوبی تربیت شوند. مقاله حاضر، تئوری موجود در رابطه با مفهوم سازگاری زناشویی و منابعتحقق آن را مورد بررسی قرار داده است. از نظریه های مطرح در این زمینه می توان به نظریه های نمایشی گافمن، شبکه الیزابتبات، همسان همسری برگس، کنش متقابل ترنر، تالکوت پارسونز و اعتماد گیدنز اشاره کرد. مهم ترین یافته های تحقیق که بهروش پیمایشی در بین زنان شهر مرند و همسرانشان انجام شده، حاکی از وجود رابطه ی معنی دار بین تطابق و همگونی کنش ها ،برآورده شدن انتظارات، همسانی عقیدتی، مشورت در تصمیم گیری، عشق و علاقه، جامعه پذیری و اعتماد با میزان سازگاریزناشویی می باشد. نظریات پارسونز،گیدنز، گافمن و کنش متقابل نمادین در این تحقیق مورد تأیید قرار گرفته است. همچنینتفاوتی در میزان سازگاری زناشویی بر اساس همسانی یا ناهمسانی محل سکونت، سن و تحصیل به چشم نمی خورد و رابطه یمعنی داری نیز میان عدم دخالت دیگران با سازگاری زناشویی.وجود ندارد. این امر به لحاظ نظری بدان معنی است که تئوریشبکه و نظریه ی برگس مورد تأیید قرار نگرفته استهمچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد درمجموع، 4 متغیر مستقل توان پیش بینی میزان سازگاری زناشویی را داشتند که شامل اعتماد، جامعه پذیری، عشق و علاقه ومشورت در تصمیم گیری می باشد. این متغیرها توانستند 06 درصد از واریانس متغیر سازگاری زناشویی را تبیین کنند.

کلیدواژه‌ها